خرید بک لینک
لاتیتر

تنهائی لاتی تره! (اینو پشت یه نیسان آبی نوشته بود!)


برچسب: نویسنده: ستایش ایمانی تاريخ: سه شنبه 6 اسفند 1398 ساعت: 13:21

بچه حشرهتو دوران کودکی شایدم نوجووونی یاد میاد که تو یه قسمت از کارتون معروف هاچ زنبور عسل، یه حشره ای بود از این چار چنگولیا گمونم(مشابه عکس پایین متن البته مطمئن نیستم این عکس خود همون حشره باشه!)، حشره ب

برچسب: نویسنده: ستایش ایمانی تاريخ: سه شنبه 6 اسفند 1398 ساعت: 13:21

میگم این جشنواره فیلم فجر هم بهونه خوبی شده ها.... سناریو از این قراره: 1- برای هر فیلم یه نشست خبری برگزار میشه.. 2- چندتا از بازیگرای مطرح فیلم تو نشست شرکت میکنن بهتر بگیم عوامل موثر فیلم... 3- چند

برچسب: نویسنده: ستایش ایمانی تاريخ: سه شنبه 6 اسفند 1398 ساعت: 13:21

هر اومدنی یه رفتنی هم داره.... چه روزایی بود.. یادش بخیر.. برای بار اول که دیدمت.. چه بارقه ای تو چشمهام بود... خیلی دوستت داشتم...... فکر نمیکردم تا همین امروز هم با من بمونی!! چه دورانی بود... چقدر

برچسب: نویسنده: ستایش ایمانی تاريخ: سه شنبه 6 اسفند 1398 ساعت: 13:21

هوا که سرد میشه من غصه ام میشه!!...نمیدونم چرا..هیمنطور وقتی که برف میاد.. با بارون مشکل چندانی ندارم...در واقع دوست دارم همش بارون بیاد ولی برف نیاد... چند روز پیش تو یکی از اتوبانا اینقدر سرعت و قدر

برچسب: نویسنده: ستایش ایمانی تاريخ: سه شنبه 6 اسفند 1398 ساعت: 13:21

آزمایشگاهمون یه گروه واتساپی داره...شمع(من) و گل(استاد راهنمای جان) و پروانه( دانشجویان ارشد و دکترا) همه جمعن.... کان سوخته را جان شد و آواز نیامد!(اینو باید میگفتم داشت مخمو میخورد که بیاد رو کیبورد

برچسب: نویسنده: ستایش ایمانی تاريخ: سه شنبه 6 اسفند 1398 ساعت: 13:21

تدریس برای دانشجویان ارشد با تدریس برای دانشجویان کارشناسی واقعا متفاوته اولین تفاوت در تعداد دانشجویان ارشد هست..... معمولا تعداد دانشجویان ارشد کمتر هست و خب صحیح کردن برگه ها راحت تر..(البته غیر از

برچسب: نویسنده: ستایش ایمانی تاريخ: سه شنبه 6 اسفند 1398 ساعت: 13:21

چطوری ایرانی؟؟؟!!!

برچسب: نویسنده: ستایش ایمانی تاريخ: سه شنبه 6 اسفند 1398 ساعت: 13:21

اینو چه جوری درست میکنن؟

اینو چه جوری درست میکنن؟ سیبا رو با چی بستن که نمی افته؟


برچسب: نویسنده: ستایش ایمانی تاريخ: سه شنبه 6 اسفند 1398 ساعت: 13:21

<strong>وصیت</strong> <strong>نامه</strong> یک <strong>مشکوک</strong> به <strong>کرونا</strong>!شما اصلا حواستون بود من تو این چند روز افتادم تو بستر بیماری؟ کمپوت بخوره تو سر شهردار ووهان! از شنبه بدن درد شدید و لرز و ..... سرماخوردگی و سردرد... بی حالی و خستگی مفرط ... خودم دیگه مطمئن شده بود

برچسب: نویسنده: ستایش ایمانی تاريخ: سه شنبه 6 اسفند 1398 ساعت: 13:21

صفحه بندی